کجایی پسر؟
برایت شعری سروده بودم
بالای دستان خداوند!
لا به لای عطر بابونه های وحشی!
روبروی آبشار نگاه اهورایی ام!
برایت شعری سروده بودم!
که "حیف و صد آه بارانی" در بدرقه اش به معراج می رفتند!
برایت می خواستم پرنده ای بنویسم
بالاتر از پرواز نگاهم و دستان خداوند! بالای آنجایی که هیچ موجود می شود و به تکلم زبان می گشاید!
...
"حیف و صد آه بارانی" بدرقه ی رفتنت ای بال پرواز زمین
ای زمین آرام داستانهای شبانه ام!!!
ای خنده هایت باروری هرچه باران است!
ای خداحافظی آخر در جاده های حادثه!
"من برای تو هرگز فاتحه نمی خوانم....هرگز....!"
..................................
عابرانه ۱:
دلم هوای برف دارد!
عابرانه ۲:
کاش برف ببارد!
عابرانه ۳:
آدم برفی بشوم بالای بام خانه ای که پدر داشت!دایی داشت!رفیق داشت.....رفیق!
18:50 | اهورا آگر
|
بی صدایی
صدای پاهایی
که
صدای دستهایی
که
صدای لبهایی
که
صدایی
که
نیامده بودی هنوز...
صدایی
که
چقدر زیادی رفته بودی تو!....
چقدر زیادی داری می روی!...
چقدر زیادی تو!...چقدر صدایی ت...و!
چقدر صدای رفتنی /هی صدای رفتنی!/آه صدای رفتنی!/آخ صدای رفتنی!/داد صدای رفتنی!/بی داد صدای رفتنی!...ای داد و .....
اه....چقدر رفتنی هستی تو!
که
صدایی نبودی (در/آمدن/که رفته بودی خیلی زیادی پیش از اینکه بند بگشایی و صدایی باشی با دودی خاکستری بر چهره ات....!....
..........................................
عابرانه ۱:
ای لولیان ای لولیان یک لولی ای دیوانه شد
تشتش فتاد از بام ما، نک سوی مجنون خانه شد
عابرانه ۲:
ایستاده ام بر بام خدا!بر بام خداوند!...ایستاده ام تا فراموش نشود از ازل بودم و بودی و بودیم....!
ایستاده ام تا انسان بداند باید رعایت شود و بایت رعایت کند!
ایستاده ام بر بام خدا! تا ببینند اینجا نهایتی نیست که اوج پروازت را با آن تخمین بزنی!
عابرانه ۳:
هر که خبری از من دارد به شماره ام پیامک بزند! شاید پیدا شوم!!!
21:47 | اهورا آگر
|
سلام....خداحافظ
آهی و چند کلمه بغض بارانی و نگاهی سرد به انتهایی که تو رفتی و ...رفتی و آن همه تصویر که در قاب دیوارهای رنگ و رو رفته فاتحه می خوانند....!
.............................................
عابرانه: برای "ایمان هادی زاده" که چندی پیش به ناکجای هستی کوچ کرد...
17:12 | اهورا آگر
|